قرعه کشی ماهانه پایگاه اینترنتی دی ال سل

 

اسرائیل چگونه پدید آمد؟

1 1 1 1 1 امتیاز 5.00 (4 رأی)
گزارش خرابی لینک

اسرائیل چگونه پدید آمد؟ نگاهی به اوضاع سیاسی فلسطین در واپسین روزهای جنگ
در پی اصرار و پافشاری هیئت اعلای عربی، کمیته سیاسی اتحادیه عرب در 8 ژوئیه 1948، یعنی در گیر و دار نبرد، با تشکیل حکومت موقت غیرنظامی فلسطین موافقت نمود. اما به علت شرایط خاص جنگی، این حکومت نتوانست کاری را صورت دهد. در 22 سپتامبر اعضای حکومت یاد شده در شهر غزه جلسه ای را برگزار نمودند و حکومت جدیدالتأسیس خود را « حکومت عموم فلسطین» نام گذاری کردند.(1) از آنجا که برگزاری انتخابات سرتاسری در فلسطین در آن شرایط امری دشوار می نمود، هیئت اعلای عربی تصمیم گرفت که کنگره ای برای تأسیس مجلس ملی فلسطین منعقد کند.

احمد حلمی رئیس حکومت عموم فلسطین دعوتنامه هایی برای حضور در این کنگره به شخصیتها و رؤسای قبایل، معتمدین عشایر و ... فرستاد. کنگره در 30 سپتامبر با شرکت 85 شخصیت که در پیشاپیش آنان حاج امین الحسینی قرار داشت، در شهر غزه افتتاح گردید. فضای روزهای گشایش کنگره همانند ایام عید و جشن و سرور بود. خیابانهای غزه با پرچمهای فلسطین آذین شده بود. در جلو اتومبیل حاج امین و همراهانش، خودروهای مسلح نیروهای مجاهدین در حرکت بودند و مردم با سر دادن شعار « زنده باد فلسطین» و با ابراز احساسات‌،‌ رهبران خود را به ادامه جهاد فرا می خواندند. در جلسه نخست، مفتی به ریاست جلسات کنگره برگزیده شد.(2)
در روز دوم، حاج امین نماز جمعه را در مسجد بزرگ « العمری» و با شرکت انبوه نمازگزارانی که خیابانهای اطراف مسجد را با حضور خود لبریز کرده بودند، اقامه نمود. شرکت کنندگان در کنگره در پایان اجلاس خود، مرزهای شناخته شده سال 1948 فلسطین را به رسمیت شناختند و بیت المقدس را به عنوان پایتخت برگزیدند. آنها همچنین با تأکید بر حفظ حاکمیت ملّی، نخستین منشور ملی فلسطین را منتشر کردند.(3)
شاه اردن! با انعقاد کنگره ملی در غزه بشدت مخالفت نموده، از حضور اکثر مدّعوین در جلسات کنگره جلوگیری کرد و در یک عکس العمل انفعالی، کنگره مشابهی را در امان برگزار نمود. کنگره امان با شرکت حدود هزار نفر از طرفداران ملک عبدالله و کارمندان دولتی که به اکراه در جلسات کنگره حضور یافته بودند، کار خود را آغاز کرد(4) و ضمن گذراندن مصوبات متعدد، خواهان برگزاری کنگره فراگیرتری برای بیعت فلسطینیان با ملک عبدالله! به عنوان پادشاه فلسطین شد. در اول دسامبر 1948، کنگره فراگیر در شهر اریحا عملاً بیعت با ملک عبدالله را تحقق بخشید!
موضع دولت مصر در قبال تلاشهای حاج امین برای تشکیل حکومت مستقل در فلسطین نیز دست کمی از موضع اردن نداشت. حکومت نقراشی پاشا مناطقی را که در پی خروج نیروهای انگلیسی در غزّه متصرف شده بود، از جمله نقاطی به شمار آورد که « خلأ حاکمیت» دارد! لذا در 27 می 1948 فردی را با سِمَت معاون فرماندار عمومی روانه غزه ساخت تا مأموریتهای محوّله را به یاری شماری از افسران نیروهای مرزی و کارمندان محلی به انجام برساند.(5)
پس از برگزاری نخستین کنگره ملی و اعلام تشکیل حکومت عموم فلسطین، سرلشکر حسین سری عامر فرمانده مرزداران مصری، در 15/ 10/ 1948 وارد غزه شد و با حاج امین دیدار کرده، پیام محمود فهمی نقراشی نخست وزیر مصر مبنی بر درخواست مراجعت حاج امین به قاهره را به وی تسلیم نمود. حاج امین به دلیل ضرورت سازماندهی رزمندگان فلسطینی از ترک گفتن غزه پوزش طلبید، اما پس از انجام گفتگوهای تلفنی با نقراشی و ژنرال محمدحیدر وزیر جنگ و پافشاری آنان بر خروج مفتی از شهر، وی برای پیشگیری از بروز درگیری مسلحانه میان رزمندگان فلسطینی و ارتشیان مصری، به خواسته مقامهای مصری تن درداد.
حسین سری بیش از یک ساعت به مفتی مهلت نداد و در میان اقدامات شدید امنیتی وی را همراه خود به قاهره برد. در پایتخت مصر بیش از70 سرباز مصری شب و روز، گرداگرد منزل مفتی را محاصره کرده بودند.(6)
پس از پایان عملیات جنگی میان مصر و اسرائیل و امضای قرارداد متارکه دائم در رودس( به تاریخ 24/ 2/ 1949)، مفتی تقاضای بازگشت به غزه را نمود، اما این درخواست رد شد. همچنین از عزیمت مفتی و اعضای هیئت اعلای عربی به کشورهای عربی جهت دیدار از اردوگاههای پناهندگان جلوگیری به عمل آمد.
حاج امین با اندوه فراوان از این وضعیت یاد می کند و می گوید:
« دشمنان توانستند مانع از رفتن ما به کشورمان شوند و در طی سالیان دراز ما را آواره ساخته، ‌از نعمت زندگی در کشور خودمان محروممان کردند».(7)
هرچند اتحادیه عرب به مصوبات کنگره اریحا روی خوش نشان نداد و اردن را از عضویت اتحادیه کنار گذاشت، اما بزودی کشورهای عرب قضیه را فیصله دادند و سرانجام اتحادیه عرب در 12/ 6/ 1950 وضع موجود را پذیرفت. بنابراین کرانه باختری به اردن ملحق گردید و نوار غزه به مصر واگذار شد.(8)
فعالیت ظاهری حکومت عموم فلسطین از طریق دفتر آن در مصر تداوم یافت. این دفتر به رتق و فتق اموری چون صدور گذرنامه برای اهالی غزه و کمک به ثبت نام دانشجویان در دانشگاهها مشغول بود و نخست وزیر این حکومت در جلسات اتحادیه عرب به عنوان نماینده فلسطین شرکت می جست. در 29/ 6/ 1963 احمد حلمی نخست وزیر درگذشت و در نتیجه کرسی نماینده فلسطین در اتحادیه عرب خالی ماند. این منصب به احمد شقیری رسید که بعدها با پشتیبانی ناصر، سازمان آزادی بخش فلسطین را تأسیس نمود.
در این زمان، کشورهای عربی از هیچ اقدامی جهت از هم پاشیدن یکانهای مجاهدین فروگذار نکردند و با اِعمال تضییقات شدید مالی علیه حکومت عموم فلسطین- که درآمد آن عمدتاً توسط اتحادیه عرب تأمین می شد- این حکومت را به مرخص ساختن کلیه نیروهای مجاهد مجبور ساختند. بدین ترتیب یکانهای « جهاد مقدس» یعنی پدیده نظامی نوظهور فلسطین که می توانست به عنوان ابزار نظامی حکومت عموم فلسطین به شمار بیاید، از هم پاشید.
در این چارچوب حیات سیاسی فلسطین پس از شکست 1948 مجدداً آغاز شد و پس از کناره گیری اجباری مفتی، تنها اخوان المسلمین و حزب کمونیست در صحنه سیاسی فلسطین باقی ماندند.

اخوان المسلمین در صحنه سیاسی فلسطین(67- 1948)
در سرآغاز دهه پنجاه، اخوان المسلمین به شکل اصلی ترین نیروی سیاسی حاضر در صحنه سیاسی فلسطین مطرح شدند. از طرفی حضور کمونیستها در صحنه بسیار کمرنگ بود. علت این امر را باید در واقعیتهای زیر جستجو کرد:
1. تداوم یافتن وابستگی و دلبستگی نیروهای مردمی فلسطینی به اسلام در طی سالهای حاکمیت قیمومیت و به رغم فروپاشی دولت عثمانی. در حقیقت اشغال فلسطین توسط انگلیس و تجاوز صهیونیستها به این سرزمین مقدس، در نزد افکار عمومی مسلمانان فلسطینی به مثابه مبارزه طلبی علیه تاریخ و موجودیت امت اسلام تلقّی گردید.
2. مشارکت فعال و حضور چشمگیر اخوان در جنگ 1948 و رشادتها و ایثارگریهایی که در این نبرد نابرابر از خود بروز دادند، از دید فلسطینیان پنهان نمانده و نقش بسزایی در تقویت جایگاه مردمی اخوان در میان فلسطینیان ایفا کرد.
3. از سوی دیگر آوازه سرسپردگی کمونیستها به اتحاد جماهیر شوروی و خصومت آنان با دین در بین مردم پیچیده بود. پوشیده نیست که مهاجرت یهودیان شوروی به کشورهای فلسطین، سوریه و لبنان پس از انقلاب کمونیستی سال 1917 به تصویر این کشور در ذهن مردم فلسطین چهره ای ضداسلامی بخشید.
4. کمونیستها در آن زمان- و حتی در طول چندین دهه بعدی- همچنان با عناد و سرسختی از موضعگیری موافق خود در قبال قطعنامه تقسیم فلسطین و ابراز مخالفت خود با جنگ علیه باندهای صهیونیستی در نخستین جنگ فلسطین، دفاع می کردند. این موضعگیری را توده های فلسطینی هرگز نپسندیدند.
در آغاز دهه پنجاه، هشت پایگاه اخوان در نواز غزّه دایر بود. این پایگاهها عبارت بودند از: دفتر اداری، رمال، شجاعیه( هر سه در شهر غزه)، نصیرات، بریج، دیرالبلح، خان یونس و رفح. همه این پایگاهها زیر نظر دفتر اداری، عالی ترین مرجع سازماندهی اخوان در نوار غزه فعالیت می کردند.(9) اخوان در کنار فعالیتهای تبلیغی سنتی خود تلاشهایی پنهانی نیز به منظور جمع آوری سلاحهای سبک و آموزش کاربرد آن داشتند.(10) با توجه به ممانعت حکومت مصر از بازگشت حاج امین به نوار غزه و انتقال مقر حکومت عموم فلسطین از غزه به قاهره، اخوان به عنوان هسته مرکزی فعالیتهای سیاسی قد برافراشتند. اما بزودی با اوجگیری اختلافات اخوان و حکومت تازه به قدرت رسیده جمال عبدالناصر در مصر،‌ زمان آن فرا رسید که اخوان با نخستین آزمون سیاسی خود مواجه شوند. زیرا فرمان انحلال مجدد جمعیت اخوان در تاریخ 14 ژانویه 1954 صادر شد و طبعاً موجودیت اخوان در غزه را زیر سؤال برد! و به بسته شدن پایگاههای جمعیت در این منطقه انجامید.(11)
در چنین شرایطی اخوان به کار مخفی روی آوردند و در همین زمان مهاجرت عناصر روشنفکر اخوان به خارج از نوار غزه آغاز شد، بویژه برخی عناصر برای تأمین مخارج زندگی خود و کمک و فرار از فشارهای سیاسی و تعقیب نیروهای امنیتی به کشورهای خلیج فارس به حرکت اسلامی، نقل مکان کردند.
همزمان با این تحولات، مذاکرات آمریکا و مصر در مورد طرح انتقال پناهندگان فلسطینی از اردوگاههایشان در نوار غزه به مناطق تازه ای در صحرای سینا، به مراحل پایانی نزدیک شده بود. خبرهایی که در مورد توافقهای احتمالی بین دو کشور به خارج درز پیدا کرده بود، باعث نگرانی عمیق فلسطینیان ساکن نوار غزه گردید. بدون تردید هنگامی که فلسطینیها طرح اسکان پناهندگان در صحرای سینا را گامی در راه تصفیه مسئله فلسطین شمردند، حق به جانب آنان بود.
گفتنی است که موضع دولت انقلابی! در مصر در قبال مسئله فلسطین همچنان در هاله ای از ابهام قرار داشت. علاوه بر این، اظهارات رهبران انقلاب در مورد « کشور اسرائیل» آشکارا لحنی ملایم داشت. حکومت تازه تأسیس قاهره با کلیه نیروهای سیاسی نوار غزه- چه نیروهای سنتی و چه نیروهای غیرسنتی- درگیر شد.(12)
در این مرحله، اقدامات نظامی اخوان به صورت عملیات فدایی و انهدامی علیه تأسیسات و وسایل ارتباطی دشمن آغاز گردید. یکی از نویسندگان عرب(13) یادآوری می کند که آقای خلیل الوزیر( ملقب به «ابوجهاد» که اخیراً در تونس به دست نیروهای اسرائیل ترور شد)«موتور» انرژی بخش تمامی فعالیتهای نظامی اخوان بود. هدف اخوان از دست زدن به چنین حملاتی رویارویی با طرحهای تصفیه،‌ بویژه طرح اسکان پناهندگان در سینا بود. از طرفی اخوان المسلمین مصر امیدوار بودند که انجام عملیاتی علیه اسرائیلیها، نهایتاً بر سر راه سازشکاری دولت عبدالناصر مشکلاتی را به وجود آورد. سرانجام این حملات نتیجه مطلوب و دلخواه اخوان را به بار آورد. زیرا در پی هر عملیاتی که اخوان بدان دست می یازیدند، اسرائیلیها متقابلاً با شبیخون زدن به مواضع نظامی و تأسیسات غیرنظامی مرزی در نوار غزه، پاسخ می گفتند. سرانجام اسرائیلیها در یک شبیخون وحشیانه شمار زیادی از سربازان مصری را کشتند و ساختمان دژبان ایستگاه غزه را منهدم نموده، دستگاههای تلمبه زنی و انشعاب آب را منفجر ساختند. این عملیات اوضاع را منفجر کرد و خشم عمیق فلسطینیان را برانگیخت. این خشم در تظاهرات گسترده مردم که جمال عبدالناصر را توأماً هم به قصور و هم به خیانت متهم می ساختند و شعار برچیدن طرح اسکان پناهندگان را سر می دادند، تجلی یافت. فرماندار مصری غزه بیهوده کوشید تا تظاهرات و اعمال خشونت آمیزی را که پس از حمله اسرائیل سراسر نوار غزه را فراگرفته بود آرام و متوقف سازد، اما کنترل اوضاع از دست خارج شده بود.
در غیاب فرماندار، کمیته ملی، مرکب از کمونیستها و نمایندگان اخوان المسلمین و عناصر ملی گرا تشکیل شد و عملاً زمام امور منطقه را تا تاریخ 10/ 3/ 1955 در دست گرفت. در این تاریخ فرماندار موافقت خود را با خواسته های مطرح شده از سوی کمیته ملی اعلام کرد. این خواسته ها چنین بود:
1. مردود شمردن و متوقف ساختن طرح اسکان پناهندگان فلسطینی در شمال غربی سینا؛
2. تقویت نیروهای مرزی و تأمین سرحدات و تشکیل ارتش آزادی بخش فلسطین؛
3. برقراری آزادیهای دمکراتیک؛
4. تضمین عدم تعقیب شرکت کنندگان در تظاهرات.(14)
ابوعزه و صفطاوی بر همکاری اخوان و کمونیستها در وقوع این رویدادها و طرح این خواسته ها تأکید دارند(15)؛ گرچه این همکاری هرگز دوباره عملی نشد. روز بعد، یعنی شامگاه 11/ 3/ 1955، نیروهای امنیتی و پلیس، عناصری که حرکت توده ها در شهرها و روستاها و اردوگاهها را سازمان داده بودند دستگیر نموده، با قطار مسافربری به قاهره اعزام داشتند و از همان جا روانه بازداشتگاهها کردند. ولی شیرازه طرح اسکان پناهندگان در شمال سینا از هم پاشید.(16)
حکومت مصر با گذراندن قوانین و مقررات جدید، اقدامات سرکوبگرانه ای را آغاز نمود. از جمله مقررات ممنوعیت آمد و شد شبانه را در نوار غزه به اجرا درآورد. همچنین مقامهای مصری دستور انحلال سندیکای معلمان مدارس پناهندگان را که عموماً زیر نفوذ اخوان المسلمین بود، صادر کردند. علاوه بر این، حکومت مصر در طی دستورالعمل جدیدی حق اعتصاب و راهپیمایی را مُلغی ساخت.(17) از طرفی، جمال عبدالناصر از طریق کنفرانس کشورهای غیرمتعهد( سال 1955 در باندونگ) و گرایش به سمت بلوک شرق و امضای قرارداد خرید سلاح با چکسلواکی، صفحه جدیدی را در روابط مقامهای اداری نوار غزه و کمونیستها گشود. ولی از سوی دیگر اِعمال فشارهای سیاسی و تضییقات امنیتی علیه اخوان تداوم یافت. در این حال نوار غزه مرحله جدیدی را پیش روی داشت. تشنّج در مناطق هم مرز با اسرائیل بالا گرفت و در اواخر اکتبر 1956 نیروهای اسرائیلی به نوار غزه و شبه جزیره سینا تجاوز کردند و به دنبال آنان نیروهای انگلیسی و فرانسوی منطقه کانال سوئز را اشغال نمودند. در این حملات که به تجاوز سه جانبه موسوم گردید، نوار غزه از 12/ 11/ 1956 تا 14/ 3/ 1957 به اشغال اسرائیل درآمد. با اینکه حملات سرکوبگرانه حکومت مصر- بویژه علیه اخوان المسلمین- متوقف نشده بود، اما جمعیت اخوان پس از اشغال غزه توسط نیروهای مهاجم اسرائیل به سازماندهی مجدد نیروهایش پرداخت و در اندیشه مقابله با اشغالگران افتاد. در اینجا مسئله همکاری با کمونیستها بار دیگر به میان آمد و در حالی که اخوان معتقد بودند تنها راه مقابله با اشغالگران نبرد مسلحانه علیه آنان است، کمونیستها برنامه ای شامل چهار بند، پیشنهاد کردند:
1. تأسیس جبهه ملی؛
2. درخواست آزادی مطبوعات و برپایی میتینگها و برقراری آزادی عمومی؛
3. تشریک مساعی با افراد مترقی و عدالتخواه در درون اسرائیل جهت براندازی دولت بن گوریون؛
4. جانبداری و حمایت از نیروهای بین المللی وابسته به سازمان ملل (تشکیل این نیروها در دست اقدام بود) تا زمانی که مسئله فلسطین کاملاً حل و فصل نشده؛
5. اعلام مخالفت با بازگشت حاکمیت مصر بر نوار غزه(18).
بدون شک برنامه پیشنهادی کمونیستها مبیّن دیدگاه بنیادین آنها در پذیرش کشور اسرائیل است. اخوان زیر بار قبول این پیشنهادها نرفته، با برانگیختن مردم علیه اشغالگران، پخش اعلامیه ها و دعوت از مردم به اعتصاب، فعالیتهای انقلابی خود را فزونی بخشیدند. مقامهای مصری برای تحت کنترل درآوردن جمعیت اخوان، شمار زیادی از عناصر فعال آن همچون عبدالله ابوعزه، غالب الوزیر و هاشم خازندار را دستگیر نمودند.
در دوران میان سالهای 1957 تا 1967، پیدایش جریانهای سیاسی و فکری ملی گرا، مانند حزب بعث عربی سوسیالیستی و نیز جریان پان عربیسم که عبدالناصر پرچمدار آن بود، اخوان المسلمین را به مبارزه فراخواند. اما مبارزه طلبی واقعی از درون جمعیت اخوان و با آغاز حرکت سران بلند آوازه اخوان فلسطین به سوی تأسیس « فتح» ظاهر شد. شروع کار از این قرار بود که خلیل الوزیر، عضو برجسته جمعیت اخوان که در آن دوران در قاهره به تحصیل اشتغال داشت، در ژوئیه 1957 طی یادداشتی پیشنهاد تأسیس سازمان جدیدی را که هم سنگ جمعیت اخوان باشد، ارائه داد؛ سازمانی که هیچ گونه صبغه اسلامی در شعار و یا در ظاهر نداشته باشد، بلکه تنها شعار آزاد کردن فلسطین به وسیله مبارزه مسلحانه را مدّنظر قرار دهد. در یادداشت مذکور صریحاً قید شده بود که اعضای سازمان پیشنهادی، از اخوان گرفته تا سایر احزاب، باید جامه «اخوانی» و یا «حزبی» را از تن به درآورده، جامه ای « فلسطینی» به تن کنند! درواقع اندیشه حرکت آزادی بخش ملی در یادداشت خلیل الوزیر تبلور یافته بود. همفکران وی- که اغلب اخوانی بودند- بر این باور استوار بودند که تجربه جبهه آزادی بخش الجزایر در نبرد علیه اشغالگران فرانسوی می تواند به عنوان الگویی عینی، مورد توجه قرار گیرد.
اینان می کوشیدند که با پیروی از آزموده های الجزایر، جمعیت اخوان را از حالت بحران و بن بستی که با آن مواجه شده بود برهانند. در این راه، گرچه از محدوده فکری اخوان پافراتر می نهادند، اما از دایره سازمانی جمعیت خارج نمی شدند. هدف « طرح فتح» جمع آوری و بسیج نیروها بر شالوده تفکرات ملی گرایانه بود، در حالی که اخوان بر صبغه اسلامی تأکید می ورزیدند. اگر طرح فتح را با موازین اسلامی بسنجیم، بسادگی نقاط ضعف و قوت آن را در می یابیم.
اما خط مشی اصلی اخوان در این برهه، بر دو عامل متکی بود: یکی پیروزی خط اخوانی در منطقه عربی و دیگری تغییر وضع موجود اعراب. از آنجا که تحقق این دو هدف به وقت و زمان کافی نیاز داشت، لذا می توان گفت که اخوان المسلمین در نحوه ارائه استراتژی تحرک سیاسی در کوتاه مدت دچار ابهام و سردرگمی شده، به امید تغییر اوضاع موجود اجرای برنامه های اصلی را به زمانی نامعلوم موکول کرده بودند. از طرفی نخستین گروه از اعضای فتح اکثراً از درون جمعیت اخوان المسلمین سر برآوردند و بعدها در صفوف مقدم رهبری فتح جا گرفتند. از جمله این اعضا می توان از: خلیل الوزیر( ابوجهاد)، کمال عدوان، صلاح خلف( ابوایاذ)، عبدالفتاح محمود، سعید الزین، اسعد سفطاوی و بسیاری دیگر نام برد. شمار زیادی از برادران عرب هنوز به نخستین گروه از اعضای فتح، ‌به عنوان گروهی اخوانی می نگریستند، در صورتی که این افراد در اواسط دهه شصت اکثراً از جمعیت خارج شده بودند.
گروه فتح برای جذب عناصر اخوانی جهت پیشبرد طرح خود به تکاپو افتاد. بنابراین، مناقشات میان این گروه و پیکره عمومی اخوان ابعاد تازه ای به خود گرفت. درگیریهای درون سازمانی از یک سو و احساس فزاینده مظلومیت بر سرخوردگی اخوان، بیش از پیش دامن زده، آنان را به اتخاذ موضع بیش از حد منفی کشاند. این موضعگیری بسیار منفی به انزوای اخوان در صحنه مبارزات سیاسی تا آغاز دهه هشتاد منتهی شد. به هر حال زیاده روی طرف مقابل( گروه فتح) نیز دست کمی از موضع اخوان نداشت. سران فتح که اکثراً از جمعیت اخوان برخاسته بودند، به سابقه دیرینه تاریخ سیاسیشان پشت کرده، به طور کلی پس از جدایی، دیگر به جمعیت وقعی ننهادند و در مقاله ها و خاطرات خود که در روزنامه ها به چاپ می رساندند، ذکری از جمعیت اخوان به میان نمی آوردند، به طوری که تمامی آنچه در مورد تاریخ تأسیس فتح منتشر شده- که عمدتاً براساس منابع و دستنوشته های سران فتح است- به ریشه اخوانی این سازمان هیچ گونه اشاره ای ندارد.
در اواسط دهه شصت، در صحنه سیاسی فلسطین مسئله جدیدی پیش آمد. در این زمان خواسته فلسطینیان مبنی بر اعلام موجودیت ملّی فلسطین، با تشکیل سازمان آزادی بخش فلسطین(ساف) عملی گردید.
در 15 سپتامبر 1963 اتحادیه عرب به احمد شقیری نماینده فلسطین مأموریت داد تا به کشورهای عربی سفر کرده، مسئله فلسطین را از تمام جوانب مورد بررسی قرار دهد. وی پس از رفت و آمدهای بسیار، سرانجام امکانات برگزاری کنگره ملی فلسطین را در بیت المقدس با حضور 350 نماینده انتصابی و نه انتخابی، فراهم کرد.
در جلسه پایانی این کنگره، سازمان آزادی بخش فلسطین به عنوان نماینده ملت فلسطین و پیشرو و مبارزات آزادی بخش اعلام موجودیت کرد. اخوان المسلمین در هیچ یک از ارگانهای کنگره، ساف و یا کمیته های رسمی وابسته به آن، نماینده ای نداشتند. از گروه فتح چهار عنصر فعال( خلیل الوزیر، خالد الحسن، کمال عدوان و محمد یوسف نجار) به عضویت ساف درآمدند. اعلام تشکیل ساف با استقبال وسیع مردم رو به رو شد و چنین به نظر می رسید که ساف توانسته است زیر پای سایر نیروهای سیاسی و احزاب را خالی کند!
از دید شقیری نیروها و احزاب سیاسی تنها یک راه در پیش داشتند و آن ذوب شدن در ساف بود. زیرا به عقیده وی پس از تشکیل سازمان آزادی بخش فلسطین، دلیلی وجود ندارد که نیروها و احزاب به فعالیتهای خود ادامه دهند.(19) از سوی دیگر برخی از طرفداران شقیری چنین شعاری را سر داده بودند:« هواداران احزاب! از صحنه مبارزات فلسطین خارج شوید.»
سیر افول خط اخوان همچنان تداوم یافت و در تابستان 1965 نیروهای امنیتی مصر حملات وسیعی را علیه مراکز تجمع اخوان المسلمین در مصر آغاز کردند و طی یک دادگاه نظامی- نمایشی و فرمایشی، سیدقطب متفکر بزرگ اسلام و عبدالفتاح اسماعیل و یوسف هواش را به پای دار فرستادند. در همین ماجرا مرحوم شیخ هانی بسیسو در زندان جان به جان آفرین سپرد. با وجود دستگیری و بازداشت دهها تن از عناصر فعال اخوان، هیچ کس ابراز مخالفت و یا اعتراضی نکرد و کسی نپرسید که چه بلایی بر سر نیروهای سیاسی مجاهد و اصیل آمده است؟ دستگاههای تبلیغاتی سرهنگ ناصر که دیکتاتور مطلق العنان سرزمین فراعنه شده بود، به طور دائم اخوان را هدف شدیدترین تهمتها و حملات تبلیغاتی خود قرار دادند... اما میدان فعالیت برای سایر احزاب، حتی احزاب مخالف با رژیم مصر کاملاً‌ بسته نشده بود.
در چنین شرایطی، به نظر بدیهی می رسد که اخوان المسلمین تأثیر خود را در میان مردم نوار غزه از دست داده باشند. اخوان در برخورد با مبارزه طلبیهایی که در سالهای میان دو شکست 1948 و 1967 با آن مواجه شدند، واکنشهای متفاوتی که از حیث سرعت، قاطعیت و ملایمت در نوسان بود، از خود بروز دادند. موضعگیری آنان در سال 1956 و رویارویی آنها با اشغالگران اسرائیلی نشانگر شجاعت، همت و ارزیابی صحیح شرایط سیاسی آن زمان بود. در فضایی آکنده از فشار و تضییقات که از سوی نیروهای امنیتی مصر اعمال می شد و در زمانی که ساف موجودیت یافت، اخوان در نوار غزه در انزوای فزاینده ای فرو رفته بودند و برای حفظ موجودیت خود، در قبال ساف سیاستی انعطاف پذیر در پیش گرفتند. لیکن عمده ترین مسئله ای که اخوان المسلمین در آستانه جنگ 1967 با آن رو در رو شدند، همانا تیره و تار شدن دیدگاهایشان نسبت به مسئله فلسطین است؟
به نظر می آمد که سازمان فلسطینی اخوان، در حالتی انفعالی و با احساس نگرانی عمیقی که از بحران جدایی گروه فتح سرچشمه می گرفت، اولویّت بخشیدن به مسئله فلسطین را از سرفصل برنامه های خود خارج ساخته است!...

________________________________________________
پی نوشت ها :
1. عصام سخنینی، فلسطین الدوله، ( نیکوزیا: مرکز مطالعات «ساف»)، صص 219-200.
2. شبیب سمیح، شؤون فلسطینیه، شماره 129، (بیروت)، ص 73.
3. همان، صص 76-77.
4. عارف العارف، النکبه، جلد چهارم، ص 877.
5. حسن ابوالنمل، قطاع غزه 67-1948( بیروت)، ص 218.
6. امین الحسینی، حقائق عن قضیة فلسطین، چاپ سوم، (قاهره، 1975)، ص 84.
7. همان، ص 87.
8. شبیب سمیح، همان، صص 6-85.
9. دکتر عبدالله ابوعزه، مع الحرکات الاسلامیه فی البلاد العربیه، ( کویت: دارالقلم، 1986)، ص 14.
10. همان، ص 16.
11. همان،‌ ص 20.
12. حسین ابوالنمل، همان، ص 92.
13. ابوعزه، همان، صص 27-35.
14. حسین ابوالنمل، همان، ص 95.
15. ابوعزه، همان، ص 37.
16. دکتر عبدالرحمن اسعد، منظمة التحریر الفلسطینیه، جذورها، تأسیسها، مساراتها، (نیکوزیا، 1987)، ص 54.
17. الوقائع الفلسطینیه، شماره 45، (15/ 3/ 1955)
18. ابوعزه، همان، صص 41-44.
19. ابوالنمل، همان،‌ص 239.

اگر مطلب مفید بود آن را به اشتراک بگذارید:

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
اسرائیل چگونه پدید آمد؟ - 5.0 out of 5 based on 4 votes

نظرات شما

با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود خدمات رسانی پایگاه اینترنتی دی ال سل نقش کاملا موثری ایفا می کنند لذا صمیمانه از شما خواهشمندیم با عنایت به حدیث شریف نبوی که «مومن آیینه مومن است»، شما نیـز آیینه ما باشیـد و با یادآوری نقاط قوت و ضعف پایگاه اینترنتی دی ال سل، ما را از این امر محروم نفرمایید.

چند نکته:
• نظرات شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت منتشر خواهد شد.
• نظرات تکراری و تبلیغاتی(به جز وبلاگ ها) تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• در صورتی که نظر شما نیاز به پاسخ دارد، پاسخ خود را در ذیل همان موضوع دنبال فرمایید.


کد امنیتی
تازه کردن

آدرس تلگرام ما - پایگاه اینترنتی دی ال سل

مشخصات و آدرس سایت Site Profile

logo-samandehi سایت: www.dlsell.com
پشتیبانی: support@dlsell.com
تماس با ما: contact@dlsell.com
راهنمایی: help@dlsell.com
وب مستر: webmaster@dlsell.com
کانال آموزشی و خرید در تلگرام
logo-samandehi