قرعه کشی ماهانه پایگاه اینترنتی دی ال سل

 

ظلمت گناه و نور توبه !

1 1 1 1 1 امتیاز 5.00 (2 رأی)
گزارش خرابی لینک

ظلمت گناه و نور توبه !

آنچه بسیار شگفت آور و از سوی دیگر بسیار امید آفرین و خوشحال کننده است، اجازه توبه و انابه ای است که خداوند حکیم و رحیم به بندگان گناهکار خود داده است، ما در دو نوشتار کوتاه در مورد آثار معصیت، روایاتی را عرض می کنیم و بعد از آن درباره رخداد نورانی و زیبای توبه، نکاتی را تقدیم می‌کنیم.

در اینجا به عنوان یک مقدمه ضروری و البته واضح مطلبی را متذکّر می‌شویم که اگر در قبول آن، دچار تردید و خللی باشیم کل بحث این دو مقاله و بلکه کلّ آموزه های دین اسلام و در پی آن، اصل تدّین و دینداری انسان نابود می شود و البته این مقدمه ضروری، نیازمند یک آسیب شناسی حیاتی نیز هست که به دنبال اصل مقدمه، به آن نیز اشارتی خواهیم داشت.

اما آن مقدمه اساسی این است که شرط بهره مندی حقیقی و قبول و اذعان به معارف اسلامی، ایمان به غیب است. قبول داشتن عالمی واقعی و حقیقی، غیر از عالم مادی و محسوس است. وجود خداوند تبارک و تعالی، وجود فرشتگان الهی و اصلاً خود وحی اموری هستند که اگر آدمی به غیب، ایمان نداشته باشد نمی تواند آن ها را قبول کند. علاوه بر آنکه بعضی از آموزه های اسلام ناظر به روابط حاکم بر غیب عالم است و پرده از روی روابطی غیر مادی و محسوس بر می کند.

البته الآن و در این مقاله نمی خواهیم راجع به امور غیر فیزیکی بحث کنیم و مثلاً رابطه علیّت را بررسی کنیم و اثبات کنیم اصلاً خود علیت امری غیرمادی است. اینها مباحث مفید و با اهمیت فلسفی هستند که فعلاً غرض ما را تشکیل نمی دهند. هدف ما در اینجا فقط تذکّر همان مقدمه اساسی است. شاید به همین دلیل باشد که خداوند متعال در آغاز سوره بقره می فرماید: ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین الذین یومنون الغیب. این کتاب ارجمند، هیچ شکی در آن راه ندارد، راهنمای با تقوایان است، آنان که به غیب ایمان دارند.

مشاهده می کنیم که اولین ویژگی اهل تقوا، ایمان به غیب بیان شده است. آری این مقدمه را عرض کردیم تا همانطور که در ادامه دلایل آن را خواهیم آورد، بگویم چه بخواهیم و چه نخواهیم چه خوشمان بیاید چه ناراحتمان کند، گناه و معصیت در معنویت آدمی و، در جان انسان و در سعادت ابدی وی تأثیر دارد.

علاوه بر آنکه بر حیات دینوی او نیر موثر است. اما اعتقاد به غیب، همواره در معرض یک انحراف خطرناک است. اینجا یکی از آن جاهایی است که خطر خرافه و خیال پردازی، همیشه آن را تهدید می کند و حال آن که هر آنچه را که تأثیرگذار در غیب است و هر آنچه را که امری غیرفیزیکی یا فیزیکی است باید با دلیل معتبر پذیرفت. یعنی دلیل عقلی صحیح و متقن آن را اثبات کند و یا دلیل نقلی (قرآنی یا حدیثی) معتبر آن را بیان بنماید. یعنی نباید ایمان به غیب، دروازه ورود هر مهمان ناخوانده و زشت منظری را بگشاید و باعث انحراف و گمراهی باشد.

همانا بنده از خداوند حاجتی دارد که بر طرف شدن و قابل اجابت است حال یا به زودی و یا در آینده، اما آن شخص مرتکب گناه می شود، پس خداوند متعال به فرشته (خود) می گوید: حاجت او را برطرف مکن و او را از آن محروم ساز! زیرا او متعرض خشم من شده است و سزاوار محرومیت از سوی من است

پس از این مقدمه می پردازیم به اصل مقاله که اثبات و یادآوری آثار سوء معصیت و نافرمانی خداوند متعال است: از امام باقر (علیه السلام) نقل شده که فرمودند: ما من عبد الا و فی قلبه نکتة بیضاء فاذا اذنب ذنبا خرج فی النکتة نکتة سوداء، فان تاب ذهب ذلک السواد و ان تمادی فی الذنوب زاد ذلک السواد حتی یغطّی البیاض فاذا تغطّی البیاض لم یرجع صاحبه الی خیر ابدا و هو قول الله عز و جل «کلا بل ران علی قلوبهم ما کانوا یکسبون»[1] هیچ بنده ای از بندگان خدا نیست، مگر آنکه در قلب وی نقطه ای سپید وجود دارد، پس هنگامی که مرتکب گناهی می شود از قطعه ای سیاه در آن نقطه سپید پدید می آید، اگر توبه کند آن نقطه سیاه برطرف می شود

و اگر به گناهان ادامه بدهد آن سیاهی، افزایش می یابد تا جایی که همه آن سپیدی را می پوشاند، در این حالت صاحب آن قلب، هیچ گاه به خیر و نیکی باز نمی گردد و این همان فرمایش خداوند عز و جل است [که در سوره مطففین، آیه 14 فرموده است]: هرگز چنین نیست [و آیات ما افسانه نیست آن ها که چنین می گویند به خاطر این است که] آنچه انجام داده اند، بر دل هایشان زنگار بسته است، از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که فرمودند: ان الرجل یذنب الذنب فیحرم صالة اللیل و ان العمل المّسّی اسرع فی صاحبه من السّکّین فی اللعم.[2] آدمی گناه می کند پس محروم از نماز شب می شود و براستی که عمل زشت تأثیر سریع تری در صاحب خود دارد تا چاقو در گوشت.

آری چقدر روشن و صریح به ما فرموده اند: گناه تیرگی قلب و باطن می آورد و خیلی سریع در قلب آدمی پدیدار می شود. آری سرانجام این جراحت قلبی همان طور که در اولین روایت آمده است، هلاکت و عاقبت به شرّی است مگر آنکه آدمی باز گردد و توبه کند که به فضل خداوند متعال در مقاله بعدی راجع به آن مطالبی عرضه می کنیم.

مضمون فوق در روایت دیگری نیز آمده است. امام صادق (علیه السلام) از پدر بزرگوار خود و ایشان از پدران خود، از رسول الله (صلی الله علیه واله وسلم) نقل کرده اند که خداوند متعال فرمود: ایما عبد اطاعنی لم الکه الی غیری و ایما عبد عصانی و کلته الی نفسه ثم لم ابال فی ایّ وادهلک.[3] هر بنده ای که مرا اطاعت کند او را به غیر خودم واگذار نمی کنم و هر عبدی که مرا معصیت کند، او را به خودش وا می نهم، سپس اعتنایی نمی کنم که در چه جایی به هلاکت می افتد.

گناه تیرگی قلب و باطن می آورد و خیلی سریع در قلب آدمی پدیدار می شود. آری سرانجام این جراحت قلبی همان طور که در اولین روایت آمده است، هلاکت و عاقبت به شرّی است مگر آنکه آدمی باز گردد و توبه کند که به فضل خداوند متعال در مقاله بعدی راجع به آن مطالبی عرضه می کنیم

در روایتی دیگر از حضرت امام صادق (علیه السلام) چنین می خوانیم: ان الذنب یحرم العبد الرزق.[4] همانا گناه، بنده را از روزی محروم می کند. چنانچه از حضرت امام باقر (علیه السلام) منقولست: ان العبد یسأل الله الحاجة فیکون من شأنه قضائها الی اجل قریب او الی وقت بطیء فیذنب العبد ذنبأ فیقول الله تبارک و تعالی: للملک لا تقض حاجة و احرمه ایّاها، فانه تعّرض لسخطی و استوجب الحرمان منّی.[5] همانا بنده از خداوند حاجتی دارد که برطرف شدن و قابل اجابت است حال یا به زودی و یا در آینده، اما آن شخص مرتکب گناه می شود، پس خداوند متعال به فرشته (خود) می گوید: حاجت او را برطرف مکن و او را از آن محروم ساز! زیرا او متعرض خشم من شده است و سزاوار محرومیت از سوی من است.

لازم است در اینجا نکته ای را متذکر شویم و آن اینکه تعبیراتی این چنین که در این روایت درباره افعال خداوند سبحان، بیان شده است و در میان آیات شریفه قرآن و سایر روایت نیز آمده است، هر چند در ظاهر مشکل و یا اصلاً نادرست، به نظر برسد ولی دارای تأویلات و معانی بلندی می باشد که در بسیاری از موارد گویای تحقق «بداء» در افعال الهی می باشد که خود بحث جداگانه ای را می طلبد. اما نکته مهم آنست که این جملات و عبارات حقایقی را بازگو می کنند - مثل تأثیر سوء گناهان- که به هیچ بهانه ای نمی توان آنها را ردّ کرد.

به همین مقدار بسنده می کنیم و یادآور می شویم، فرازهای آغازین دعای نورانی کمیل، گویای صریحی از آثار سوء گناهان است که طالبان می توانند به آن مراجعه کنند.

پی نوشت ها:
[1] - الکافی، ج2، ص 273
[2] - همان مأخذ، ص272
[3] - الأمالی، شیخ صدوق، ص 489
[4] - الکافی، ج2، ص 271
[5] - همان مأخذ

اگر مطلب مفید بود آن را به اشتراک بگذارید:

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
ظلمت گناه و نور توبه ! - 5.0 out of 5 based on 2 votes

نظرات شما

با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود خدمات رسانی پایگاه اینترنتی دی ال سل نقش کاملا موثری ایفا می کنند لذا صمیمانه از شما خواهشمندیم با عنایت به حدیث شریف نبوی که «مومن آیینه مومن است»، شما نیـز آیینه ما باشیـد و با یادآوری نقاط قوت و ضعف پایگاه اینترنتی دی ال سل، ما را از این امر محروم نفرمایید.

چند نکته:
• نظرات شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت منتشر خواهد شد.
• نظرات تکراری و تبلیغاتی(به جز وبلاگ ها) تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• در صورتی که نظر شما نیاز به پاسخ دارد، پاسخ خود را در ذیل همان موضوع دنبال فرمایید.


کد امنیتی
تازه کردن

آدرس تلگرام ما - پایگاه اینترنتی دی ال سل

مشخصات و آدرس سایت Site Profile

logo-samandehi سایت: www.dlsell.com
پشتیبانی: support@dlsell.com
تماس با ما: contact@dlsell.com
راهنمایی: help@dlsell.com
وب مستر: webmaster@dlsell.com
کانال آموزشی و خرید در تلگرام
logo-samandehi